على ربانى گلپايگانى
40
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
و آن امر ديگر ( كه واسطه حمل محمول بر موضوع است ) يا مساوى با موضوع و يا اعم و يا أخص از آن است . آنچه بدون واسطه بر موضوع حمل مىشود « عرض ذاتى اولى » ناميده مىشود . و قسم دوم كه به واسطه امرى مساوى با موضوع ، بر موضوع حمل مىشود نيز مانند قسم اول عرض ذاتى است و در حقيقت به لحاظ ذات و جوهر موضوع بر آن حمل شده است ، تنها تفاوت اين دو قسم اين است كه قسم اوّل عرض ذاتى بىواسطه و قسم دوم عرض ذاتى با واسطه است آنگاه مىگويد : تعريف اين نوع عرض ذاتى اين است كه « هو المحمول الذى يؤخذ الموضوع فى حدّه » عرض ذاتى محمولى است كه موضوع در تعريف آن به كار مىرود » « 1 » . اكنون اگر محمول هم داراى محمول ديگرى باشد و براى محمول دوم هم محمول سومى و . . . باشد ، موضوع اول را به ضميمه موضوعهاى ديگر در تعريف محمولهاى دوم ، سوم و ساير محمولات به كار مىبريم و در نتيجه همه اين محمولها ، نسبت به موضوع اول ، عرض ذاتى بشمار مىروند ، همانطور كه هرمحمولى عرض ذاتى موضوع خود مىباشد ، مثلا مىگوئيم : انسان متعجب است و متعجب خندان است و خندان دندانهايش نمايان است . موضوع نخست يعنى انسان در تعريف هريك از محمولات سهگانه : متعجب ، خندان و نمايان بودن دندان ، به كار مىرود و همهء اين محمولها ، عرض ذاتى انسان مىباشند . اين مطلب در مورد موضوع نيز جارى است ، يعنى اگر موضوع قضيه ، موضوع ديگرى داشته باشد ، و آن موضوع هم موضوع ديگرى داشته باشد ، تا به
--> ( 1 ) شرح اشارات ، ج 1 ، ص 59 - 58 . از اينجا معلوم مىشود كه تفسيرى كه محقق خراسانى در ابتداى جلد اوّل كفايه براى عرض ذاتى كردهاند صحيح نيست ، وى عرض ذاتى را اينگونه تفسير كرده است : « اى بلا واسطة فى العروض » : عرض ذاتى آن است كه عارض شدن بر موضوع نياز به واسطه ندارد ، ولى از كلام خواجه روشن گرديد كه محمولى كه به واسطه امرى مساوى با موضوع ، عارض بر آن مىگردد ، هم عرض ذاتى است .